تعلیق

تعلیق

به خودم اومدم و دیدم که زندگیم شده پر از ذوق و هیجان و البته اضطراب و کمی هم ترس برای آینده ای پر از عدم قطعیت ها و ناشناخته ها و البته موفقیت ها و شکست ها. آینده ای که به جز یه تصویر تار چیزی ازش ندارم، اما میدونم دارم به سمتش حرکت میکنم و با هر قدمم، خودم و خودش بهش سر و شکل میدیم. این شد که اینجا شد "تعلیق." تعلیقی (انگلیسی: Suspense) که به قول ویکی پدیا جان: " به حس و کشش تنش‌آلود و پرهیجانِ برآمده از موقعیتی غیرقابل‌پیش‌بینی و مرموز گفته می‌شود."

کتابخونه

خونده های اخیر

Beloved
liked it
مهم نيست چند كتاب و يا چند فيلم درباره ي دوران برده داري و نژاد پرستي در آمريكا خوندين و يا ديدين، هر كدومشون هر بار، براي چندمين بار قلبتون رو به درد ميارن و توجهتون رو به ابعاد جديدي از ماجرا جلب ميكنن كه قبلا حتي تصورش رو هم نميكردين....
tagged: حلقه-رمان
ظلمت در نیمروز
liked it
واقعيت اينه كه هرگز كتاب تموم نشد اما بعد از دو سال و بارها تلاش نافرجام براي تموم كردنِ اون ٤٠ -٥٠ صفحه ي آخر، بالاخره تسليم شدم و شايد برم از يكي خواهش كنم بگه آخرش دقيقا چي شد!؟ كتاب خوبيه به خصوص براي كساني كه دنبال فضاهاي ديستوپيايي...
tagged: ول-شده-ها
Steppenwolf
it was ok
خيلي به زور ستاره ي دوم رو دادم. هيچ چيز در اين رمان جز ايده اش درباره ي چند شخصيتي بودنِ روح انسان من رو به خودش جذب نكرد. اون هم نه چون خيلي خاص بود كه بيشتر به اين خاطر كه رمان ديگه اي سراغ ندارم كه بهش پرداخته باشه. حتي تا حد خوبي به...
tagged: حلقه-رمان

goodreads.com

کتابهای رو طاقچه، زیر تخت، توی کیف، توی دست

The City Always Wins
tagged: currently-reading
Beloved
tagged: حلقه-رمان and currently-reading

goodreads.com
شبکه اجتماعی جات

کار و راه و جاه و پیری زودرس

سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۰۰ ب.ظ

اگر قبلا نگرانی اصلیم کمبود وقت و هر چه سریع تر رسیدن به مقصدی نامعلوم در جوانی بود، اونچه که تازگی ها به اضطراب هام اضافه شده، کیفیتِ طول عمر طولانی است. همیشه عادت کرده بودم و عادت دارم که دغدغه کارهای نکرده و عمر رفته و حال امروز و حتی مرگ زودهنگام و ناکامی  داشته باشم، اما مدتی هست که از خودم میپرسم اگر قرار باشه تا 100 سالگی، یعنی تا 74 سال دیگر عمر کنم چی؟ اگر از 40 سالگی، درد زانو و سنگینی وزن و کمردرد و نقرس و آرتروز و خستگی های بی وقت بهم هجوم بیارن و بیشتر از 50 درصد از بازدهی و شادابی و انگیزم کم کنن چی؟ اگر وقت کافی برای رسیدن به همه چیز داشته باشم اما نه سلامت جسم و نه حال خوش در من وجود داشته باشه چی؟ دیگه خیلی وقته غذای چرب نخوردنم بیشتر برای سلامتی هست تا چاقی، و ورزش نکردنم منو یادِ اون آرتروزهای قابل پیش بینی آینده میندازه تا نداشتن اندام متناسب! یاد گرفتم هم برای خودم هم برای دیگران آرزوی صد سالگی کنم، اما اینقدر بهش باور نداشتم و ندارم که گاهی یادم میره به کیفیتش هم فکر کنم و از عجله ی فعلیم کم کنم و به چند و چون سبک زندگی اون موقع فکر کنم. یک بار دوستی ناله میکرد که من دیگه سی سالم شده و چرا بالاخره آروم نمیگیرم و کار و راه و جاه مشخصی ندارم؟ دوست دیگه ای بهش گفت: گیرم که همه ی اینها رو الان داشتی، تا 70 سال دیگه، بیشتر از دوبرابر سن الانت، میخوای دقیقا همین طور زندگی کنی؟ فکر نمیکنی حوصله ات سر بره؟ 


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۳۱
راحله عباسی نژاد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی