تعلیق

تعلیق

به خودم اومدم و دیدم که زندگیم شده پر از ذوق و هیجان و البته اضطراب و کمی هم ترس برای آینده ای پر از عدم قطعیت ها و ناشناخته ها و البته موفقیت ها و شکست ها. آینده ای که به جز یه تصویر تار چیزی ازش ندارم، اما میدونم دارم به سمتش حرکت میکنم و با هر قدمم، خودم و خودش بهش سر و شکل میدیم. این شد که اینجا شد "تعلیق." تعلیقی (انگلیسی: Suspense) که به قول ویکی پدیا جان: " به حس و کشش تنش‌آلود و پرهیجانِ برآمده از موقعیتی غیرقابل‌پیش‌بینی و مرموز گفته می‌شود."

کتابخونه

خونده های اخیر

Beloved
liked it
مهم نيست چند كتاب و يا چند فيلم درباره ي دوران برده داري و نژاد پرستي در آمريكا خوندين و يا ديدين، هر كدومشون هر بار، براي چندمين بار قلبتون رو به درد ميارن و توجهتون رو به ابعاد جديدي از ماجرا جلب ميكنن كه قبلا حتي تصورش رو هم نميكردين....
tagged: حلقه-رمان
ظلمت در نیمروز
liked it
واقعيت اينه كه هرگز كتاب تموم نشد اما بعد از دو سال و بارها تلاش نافرجام براي تموم كردنِ اون ٤٠ -٥٠ صفحه ي آخر، بالاخره تسليم شدم و شايد برم از يكي خواهش كنم بگه آخرش دقيقا چي شد!؟ كتاب خوبيه به خصوص براي كساني كه دنبال فضاهاي ديستوپيايي...
tagged: ول-شده-ها
Steppenwolf
it was ok
خيلي به زور ستاره ي دوم رو دادم. هيچ چيز در اين رمان جز ايده اش درباره ي چند شخصيتي بودنِ روح انسان من رو به خودش جذب نكرد. اون هم نه چون خيلي خاص بود كه بيشتر به اين خاطر كه رمان ديگه اي سراغ ندارم كه بهش پرداخته باشه. حتي تا حد خوبي به...
tagged: حلقه-رمان

goodreads.com

کتابهای رو طاقچه، زیر تخت، توی کیف، توی دست

The City Always Wins
tagged: currently-reading
Beloved
tagged: حلقه-رمان and currently-reading

goodreads.com
شبکه اجتماعی جات

ماندلا رفت ...

جمعه, ۱۵ آذر ۱۳۹۲، ۰۸:۱۱ ق.ظ

من در حدی نیستم که در ستایش ماندلا چیزی بنویسم .

در حدی هم نیستم که براش جمله ی قصار بگم.

تا الان ده بار کتابش رو دستم گرفتم که بخونم ولی باز گذاشتم کنار، پس چیز زیادی هم ازش یاد نگرفتم.

ولی با تمام این حرفا و در جواب خیلی از کسانی که این ور و اون ور از نلسون ماندلا نوشتن و به جای اینکه خودشون ازش درس بگیرن، ربطش دادن به امام و میرحسین و این آدم ها یه حرف کوچیک دارم. 

نلسون ماندلا بعد از ده ها سال اسارت، آخرش همه رو حتی زندان بانش زو بخشید . 

ما ولی هنوز اندر خم پیدا کردن مقصر هر حادثه در گذشته ایم. من از مجاهد و منافق نمی گذرم ، اونا از خط امامی و جمهوری اسلامی . من از بسیج نمی گذرم، اونا از اصلاح طلب و قشر روشنفکری . 

یه روزی هم میاد که ما مجبور میشیم از سر تقصیرات ظالمین بگذریم . و این جور که بوش میاد خیلی ها اون روز نمیگذرن ، ولو به قیمت ویرانی مملکت و نابودی مردم.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی